تبریک سیاوش عزیز...........

اینم یک خبر هست در مورد لوتکا که یه منبع موثق به من رسیده:
چند ماه پیش در جلسه ازیابی و برآورد سیمای استانها که با حضور کارشناسان و مدیران شبکه اول برگزار شد لوتکا نیز بازبینی و براورد شد و قرار بود روزی از شبکه اول پخش بشه اما کارشناسان محترم این تله فیلم را از نظر کارگردانی و دکوپاژ ضعیف قلمداد کردند البته اکثریت آنها به بازی خوب سیاوش اقرار کردند و درنهایت این تله فیلم رو به شبکه سه تحویل دادند و این شبکه هم گفته که پس از تغییرات لازم از شبکه ما پخش میشه
سرباز به دنيا نمي آيند" در رتبه اول نظر سنجي هاست
فيلم تلويزيوني پسرها سرباز به دنيا نمي آيند در نظر سنجي مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما رتبه اول را كسب كرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران از سيما فيلم در آخرين نظر سنجي مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما در مورد فيلمهاي نوروزي پخش شده از شبكه هاي مختلف اين فيلم تلويزيوني كه از توليدات مركز سيما است و شاهد احمدلو آن را كارگرداني كرده توانسته رتبه نخست را به خود اختصاص دهد، همچنين ميليونر زاغه نشين در رتبه چهاردهم قرار دارد.
فيلم تلويزيوني پسرها سرباز به دنيا نمي آيند با نگاهي طنز ماجراي جواني به نام نيما را روايت مي كند كه به خدمت سربازي فراخوانده شده ولي با توسل به شيوه هاي مختلف در صدد خلاصي از انجام خدمت وظيفه است.
اين فيلم تلويزيوني را حسن توكل نيا تهيه كنندگي كرده كه بازيگراني مانند اكرم محمدي، پريسا رضايي،اشكان اشتياق، سياوش خيرابي، محمد كاسبي و سعيد پيردوست، رز رضوی ايفاي نقش كرده اند.
«پسرها سرباز به دنيا نميآيند» فيلم محبوب ايرانيها در نوروز 88
خبرگزاري فارس: رئيس سازمان صدا و سيما گفت: فيلم تلويزيوني «پسرها سرباز به دنيا نميآيند» بيشتر از ساير فيلمهاي نوروزي امسال نظر مخاطبان را به خود جلب كند.
ه گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، سيد عزت الله ضرغامي امروز در حاشيه حضورش در پشت صحنه مجموعه تلويزيوني «مختارنامه» به نظرسنجيهاي صورت گرفته پيرامون فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني كه درايام نوروز پخش شدند، اشاره و در اين باره اظهار داشت: در نظرسنجيهايي كه انجام شده تلهفيلم «پسرها سرباز به دنيا نميآيند» در نوروز 88 از نظر جذب مخاطب اولين فيلم شناخته شد و رتبه اول را كسب كرد و در كنار آن فيلم «ميليونر زاغه نشين» كه يك فيلم آمريكايي است مقام چهاردهم را كسب كرد.
ي گفت: انتخاب يك فيلم ايراني كه با هزينههاي پاييني توليد شده، نشان ميدهد كه با هزينههاي بالا نميتوان مخاطب را جذب كرد.
نابراين گزارش، فيلم تلويزيوني «پسرها سرباز به دنيا نميآيند» به كارگرداني «شاهد احمدلو» ساخته شده و داستان آن درباره جواني به نام نيماست كه به خدمت سربازي فراخوانده ميشود؛ اما وي با اتخاذ شيوههاي مختلف و ايجاد موقعيتهاي طنز درصدد خلاصي از انجام وظيفه عمومي بر ميآيد. تا جايي كه كانون خانوادهاش در آستانه از هم پاشيدگي قرار ميگيرد.
كرم محمدي، پريسا رضايي، اشكان اشتياق، سياوش خيرابي، محمد كاسبي، رز رضوي، فرشاد حسين موحد، مي گل زنديه، افسانه ناصري و سعيد پيردوست نيز در اين تله فيلم به ايفاي نقش پرداختهاند.
فيلم تلويزيوني «پسرها سرباز به دنيا نمي آيند» توسط حسن توكلنيا در مركز سيمافيلم تهيه شده است.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 13:34  توسط کیان
|
عیدی من! ببخشید خیلی دیر شد


+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 0:11  توسط کیان
|
خبرگزاري فيلم نيوز: تدوین فیلم سینمایی "نفوذی" به کارگردانی احمد کاوری و مهدی فیوضی و تهیهکنندگی جمال شورجه از نیمه گذشت و به زودی ساخت موسیقی و صداگذاری آغاز میشود.فیلمبرداری این فیلم سینمایی 20 اسفند پارسال در پرندک به پایان رسید و حسن ایوبی تا یک ماه دیگر تدوین را تمام میکند. به زودی با انتخاب آهنگساز و صداگذار مراحل فنی فیلم کامل میشود.
نفوذی" داستانی درباره اسیران ایرانی است که سالها پس از جنگ و دوران اسارت با مشکلات و مسائلی در جامعه روبرو هستند. فیلمبرداری این فیلم در تهران و پرندک انجام شده است.
مشید هاشمپور، نسرین مقانلو، قاسم زارع، رامین راستاد و هوشنگ توکلی بازیگران "نفوذی" هستند و فیلمنامه را داود امیریان نوشته است. پیش از این قرار بود شورجه "نفوذی" را کارگردانی کند، اما از این کار انصراف داد و به عنوان تهیهکننده و مشاور با این پروژه همکاری کرد.
سایر عوامل این پروژه عبارتند از فیلمبردار: حسن پویا، صدابردار: جهانگیر میرشکاری، چهرهپردازی: بابک شعاعی، طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرامپور، بازنویسی فیلمنامه: کاوری. شورجه که پس از "وعده دیدار" فیلمی کارگردانی نکرده، مشاور کارگردان مجموعه تلویزیونی "یوسف پیامبر" بوده است.
کار «نفوذی» تمام شد
گروه هنر: تدوين فيلم سينمايی «نفوذی» توسط حسن ايوبی تا يك ماه آينده به پايان میرسد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از سايت خبری سيما فيلم، اين در حالی است كه فيلمبرداری اين فيلم اسفندماه گذشته خاتمه يافته و پيش از اين قرار بود جمال شورجه كارگردانی و تهيه كنندگی آن را به عهده بگيرد ولی به دليل پارهای تغييرات، با كارگردانی مشترك احمد كاوری و احمد فيوضی، شورجه تنها به عنوان تهيهكننده با اين پروژه همكاری كرد.
شورجه در توضيح اين مطلب گفت: پروانه كار به نام من صادر شده بود اما با تاخير در شروع كار، ساخت فيلم ديگری را آغاز كردم. در نهايت با هماهنگی وزارت ارشاد و برای متوقف نشدن كار و جلوگيری از اتلاف هزينهها، كارگردانی اين فيلم به دو كارگردان بالقوه (احمد كاوری و احمد فيوضی) واگذار شد.
وی ادامه داد: اين موقعيت، امكان فعاليت اين دو كارگردان جوان را فراهم آورد. به طوری كه خود من هم بر كار آنها نظارت داشتم.
لازم به توضيح است كه فيلمبرداری «نفوذی» از آبانماه سال گذشته شروع شده است و لوكيشنهای متنوعی در تهران و پرندك را پشت سر گذاشته است.
داستان فيلم درباره اسيری است كه بعد از بيست سال اسارت و دوری از خانواده به وطن برمیگردد،اما وقتی به ايران میرسد دستگير و زندانی میشود و ...
امير جعفری، جمشيد هاشمپور، نسرين مقانلو، محمد كاسبی، قاسم زارع، هوشنگ توكلی، مهران رجبی، رامين راستاد، عليرام بورايی، امير دلاوری، سياوش خيرابی، غلامحسين تفعيری، اميرغفارمنش و نزار سامرايی در اين فيلم نقشآفرينی میكنند.
از ديگر عوامل فيلم میتوان از داوود اميريان به عنوان نويسنده، سعيد سهيلی مشاور كارگردان، كامبيز دارابی دستيار يك كارگردان و برنامه ريز، حسن پويا مديرفيلمبرداری، اردشير ايران نژاد مدير توليد، فرامرز بادرامپور طراح صحنه و بابك شعاعی طراح گريم نام برد.
گفتنی است، سرمايهگذاری «نفوذی» را سيما فيلم، بنياد سينمايی فارابی و محراب فيلم به طور مشترك انجام دادهاند.
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 13:26  توسط کیان
|
فیلم پسرها سرباز به دنیا نمی آیند
روز سه شنبه ساعت ۲۰:۲۰
از شبکه ی ۳
---------------------
برای دانلود کلیپی که در اون هنرمندان (و اقای خیرابی)سال نو رو به مردم تبریک می گن
(منبع:سایت هنرمندان)
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 16:35  توسط کیان
|
HAPPY NORUOZ& HAPPY NEW YEAR
اميدوارم سال خوبي داشته باشين همينطور ارزوي سلامتي وخوشبختي براي سياوش عزيز را هم دارم.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 1:18  توسط کیان
|
سلام عزیزان ببخشید که دیر اومدم
اخه میدونین از سیاوش خبری نیست
نمدونم چرا دیگه کم پیداست.
برای همین یک شعر از مریم حیدر زاده عزیز اوردم.
بازم نيومدي...
عاشق و مجنونت شدم
ناخوانده مهمونت شدم
کلي پريشونت شدم
اما بازم نيومدي
قهوه فنجونت شدم
شمعه تو شمعدونت شدم
خاکه تو گلدونت شدم
اما بازم نيومدي
برفه زمستونت شدم
رسوا و حيرونت شدم
چيک چيکه ناودونت شدم
اما بازم نيومدي
آفتاب و بارونت شدم
اشکاي لرزونت شدم
عطره گلابدونت شدم
اما بازم نيومدي
ماهه تو ايونت شدم 
خراب و ويرونت شدم
گله گلستونت شدم
اما بازم نيومدي
سه ماه تابستونت شدم
الوند و کارونت شدم
دشتاي ايرونت شدم
اما بازم نيومدي
دنا و هامونت شدم
نزديکتر از جونت شدم
رگت شدم خونت شدم
اما بازم نيومدي
خادم و دربونت شدم
اسيره زندونت شدم
گلابه کاشونت شدم
اما بازم نيومدي
يه جوري مديونت شدم سنگه خيابونت شدم
راهيه ميدونت شدم
اما بازم نيومدي
تو سختي آسونت شدم
تو دردا درمونت شدم
ناجيه پنهونت شدم
اما بازم نيومدي
لباس و سامونت شدم
سارقه ايمونت شدم
چشماي گريونت شدم
اما بازم نيومدي
لباي خندونت شدم
گشنه شدي نونت شدم
آبه فراونت شدم
اما بازم نيومدي
هميشه ممنونت شدم
من ني چوپونت شدم
آب تو بيابونت شدم
اما بازم نيومدي
شعرايه ارزونت شدم
عمري غزل خونت شدم
تسليمه قانونت شدم
اما بازم نيومدي
گشنه مژگونت شدم
هلاکه چشمونت شدم
رفتم و قربونت شدم
اما بازم نيومدي...
سیاوش تورو خدا بیا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 14:24  توسط کیان
|
عکس
ببخشید دیر اومدم. ولی دست پر اومدم
چنتا عکس عکس عکس جدید جدید جدید از از از سیاوش خیرابی.

برو حالشو ببر
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 14:8  توسط کیان
|
خیرابی:اگه خدا بخواد هیچ وقت غرور منو نمیگیره!
مهمون این شماره ی ما سیاوش خیرابی بود.یه پسر صمیمی که با ترانه مادری به خونه شما اومد و بعد از حضوری کوتاه در حس پنهان این روزها داره با فیلم سینمایی نفوذی راه سینما رو هم برای خودش هموار می کنه.شما را به مرور این گفتگو دعوت می کنم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 12:24  توسط کیان
|
Merry valentin
روز عشق مبارک
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:23  توسط کیان
|
مصاحبه خانوادگی!!سیاوش خیرابی با خانواده سبز
امیدوارم خوشتون بیاد

حضور و نقشآفريني جوانان موفق ايراني در عرصههاي علمي، دانشگاهي، هنري، ورزشي و مذهبي نشان از صحيح بودن حسن اعتماد كشور به جوانان است. سرمايههاي ملي ايران اسلامي در دستان مديران و آيندهسازاني است كه با نشاط و اميد به آينده ميخواهند ثابت كنند شايستگي پيشرفت را داشته و ميتوانند در جهان بهترين باشند.

وقتي در خانوادهاي متولد ميشوي كه همه به دنبال يك حرفه رفتهاند، آن هم حرفهاي كه شغل خانوادگي محسوب ميشود و نكته مهمش هم اينجاست كه در اين حرفه موفق عمل ميكنند، انگار ديگر راهي جز انتخاب آن شغل براي تو وجود نخواهد داشت. اما كمي كه بزرگتر ميشوي تازه حسي درونت رشد ميكند كه دقيقا نميفهمي كدام طرف دوربين را نشانه رفته است. اينجا ترديد ميكني! آيا اين حس هماني است كه دو برادر بزرگتر را برخلاف رشته تحصيلي متفاوت به دنبال حرفه پدري فرستاد؟! آيا آنها درست انتخاب كردند؟! پشت دوربين؟ ثبت لحظات! اما پسرك خانواده خيرابي با حفظ علاقهاش به دوربين كه به قول خودش با دوربين بزرگ شده بود؛ ترجيح داد خود سوژهاي شود كه در لحظات ثبت شود. او جلوي دوربين رفتن را برگزيد تا سوژه نابي باشد براي دو برادر بزرگش كه پشت دوربين را انتخاب كرده بودند. هر چند آنها هم به مانند سياوش بازيگري را دوست دارند اما نه به آن اندازه كه بخواهند ريسك كنند. آنها ترجيحا آينده تضمين شده را كه پدر برايشان رقم زده بود پذيرفتند.
سياوش به كلاس بازيگري رفت و برخلاف تصور، اين انتخاب تشويق خانواده به خصوص پدر را به همراه داشت. از اين رو توانست خيلي زود استعدادش در اين زمينه را به منصه ظهور برساند.
اورنگ و آرش دو برادر بزرگتر سياوش كه پيش از شهرت برادر از عكاسان خوب و برتر منطقهشان به حساب ميآمدند تاثير اين شهرت را در كارشان انكار نميكنند و اذعان ميكنند كه آنها نيز همانند پدر، از مشوقان اصلي سياوش در زمينه بازيگري به حساب ميآيند و از اين بابت كه او توانسته حرفه ديگري را انتخاب كند و مهمتر آنكه در آن حرفه موفق باشد، بسيار خوشحال هستند.پس بيراه نگفتهايم كه هنر در ذات خانواده خيرابي است چه پشت دوربين و ثبت لحظات و چه در به تصوير كشيدن لحظات در مقابل دوربين. با اين سه برادر به گفتگو نشستيم....

وسوسه سينما
اورنگ: من كه از همان اول عكاسي را خيلي دوست داشتم، الان هم ذرهاي از اين علاقه كم نشده. هر چند جذابيت و شيريني سينما و مقوله بازيگري هم در من همچون ديگران اثرگذار بوده و هست اما اين علاقه تنها به صورت بالقوه درونم وجود دارد كه هيچگاه براي به فعل رسيدنش تلاش نكردم.
آرش: من هم مثل اورنگ و هر علاقهمند ديگري فقط فيلم ديدن رو دوست داشتم، اما هيچ وقت در خودم اين استعداد را نميديدم كه بتوانم بازي كنم، براي همين اصلا به بازيگر شدن فكر نكردم. سياوش بازيگر شد بس بود ديگه... اين حس و علاقه اگر درون اورنگ بالقوه است در من كم قوه باقي مانده است!
تاثير ترانه مادري سياوش در كار اورنگ و آرش
آرش: خيلي تاثير داشت.
اورنگ: براي من هم تاثير داشت، بالاخره وقتي مشتريها متوجه فاميلي ما ميشوند مشتاق ميشوند تا بهتر و بيشتر بدانند.
آرش:آتليههاي من و اورنگ خصوصي است، و تاثير شهرت سياوش كمتر از آتليه پدر احساس شد. عكاسي پدرم در خيابان گيشاست، به هر حال جايي است كه تابلو داشت و شناخته شده بود. ما هم كه مشتريهاي خودمان را داشتيم اما پس از شهرت سياوش وقتي ميآيند و عكسهاي او را ميبينند تشويق ميشوند كه بيشتر بيايند يا اينكه ما را به ديگران معرفي ميكند.
اورنگ: دقيقا... مثلا مراجعهكننده به چهار نفر ديگر ميگويد كه رفتم آتليه برادر سياوش خيرابي عكس گرفتم. اين موضوع براي آن چهار نفر هم جالب ميشود كه بروند پيش برادر سياوش خيرابي عكس بگيرند! البته داخل پرانتز بايد بگويم كار هر سه ما آنقدر خوب هست كه نيازي به اين چيزها نيست!
آرش: كلا تعريف از خودمون نباشه فوقالعادهايم و ما ميتوانيم بهترين باشيم!
آنها در مورد جوان ايراني بر اين عقيدهاند كه جوان ايراني از استعداد بالايي برخوردار است و اگر امكانات در اختيارش باشد، ميتواند نشدنيها را به شدنيها تبديل كند. چه كسي فكر ميكرد، ايران به فناوري هستهاي برسد يا ماهواره ملي اميد را به آسمان بفرستد، جوان ايراني ميتواند، اگر بخواهد...

شهرت بازيگري
اورنگ: سياوش براي بازيگر شدن خيلي تلاش كرد و زحمت كشيد، ما كه كلاس رفتنهايش را ديدهايم و علاقه زيادش به اين حرفه را ميدانيم زماني كه به شهرت رسيد، موضوع خيلي براي ما جالب بود، اما ميدانستيم پشت اين شهرت، سياوش چقدر سختي كشيده. باز با تمام اين تفاسير من هنوز بيشتر از بازيگري علاقهمند حرفه خودم بودم. عكاسي يعني باز پشت دوربين بودن را ترجيح ميدادم.
پدر شكايتي نكرد
سياوش: پدرم از اينكه دو برادرم حرفهاش را دنبال ميكنند خوشحال است به اين دليل كه در كارشان موفق هستند اما انتخاب حرفه ديگر از طرف من، نه تنها او را ناراحت نكرد بلكه او خوشحال بود از اينكه بالاخره از خانواده ما يك نفر سراغ يك كار ديگر رفت.
نتوانستم تحصيلاتم را ادامه دهم
سياوش: قرار بود امسال ادامه تحصيل دهم و براي دوره كارشناسي در كنكور شركت كنم، اما به دليل حجم كارهايم نتوانستم امسال به اين مهم برسم و هنوز داراي مدرك كارداني هستم. سال 87 غير از سريال ترانه مادري در سه تلهفيلم لوتكا، پسرها سرباز به دنيا نميآيند، مرد مجهول و نيز فيلم سينمايي زير هشت ايفاي نقش كردم.
مگر سينما مافيا دارد؟!
سياوش: هنوز با اين دو كار سينمايي كه انجام دادم، مافيايي نديدم اما شنيدم كه ميگويند سينما مافيا دارد و... اما خدا را شكر تا به حال درگيري پيدا نكردم.
شباهت نقشها به بهرام
سياوش: اكثر نقشهايي كه به من پيشنهاد ميشود شباهت خيلي زيادي به بهرام ترانه مادري دارد. پسر امروزي كه به مهماني ميرود، اكس ميخورد و از بين پيشنهادها تنها چند تله فيلم و در يك فيلم سينمايي نقشي متفاوت داشت كه پذيرفتم و بازي كردم. «زير هشت» يا «نفوذي» نام فيلم سينمايي است به كارگرداني «محمد خاوري» كه به تازگي تصويربردارياش به اتمام رسيد، كار در سكوت خبري پيش رفت در آن فيلم با خانم نسرين مقانلو و آقايان جمشيد هاشمپور، امير جعفري و رامين راستاد همبازي بودم و در آن نقش يك پسر مذهبي را ايفا ميكنم كه دانشجوي پزشكي بوده و در شرف ازدواج است و به دليل بروز برخي مشكلات، عروسياش به هم ميخورد و از اينجا داستان فيلم آغاز ميشود.
ادامه مرد مجهول
سياوش: مثل اينكه قرار نيست تله فيلم «مرد مجهول» روي آنتن برود، پيشتر گفته ميشد كه در جشنواره پليس پخش خواهد شد كه گويا اين قضيه هم لغو شد، راستش را بخواهيد سر اين كار در حساب و كتاب خيلي اذيت شدم.
دنبال كار سينمايي نيستم
سياوش: دو، سه تله فيلم پيشنهاد شده كه ترجيح دادم فعلا دست نگه دارم. فقط دنبال كار سينمايي نيستم، اما ميخواهم كمي گزيدهتر انتخاب و بهتر كار كنم. نبايد زياد هول شوم. تله فيلمهاي لوتكا و پسرها سرباز به دنيا ميآيند ، قرار است عيد نوروز روي آنتن برود.
سرمايهگذاري روي يك كار ديگر
سياوش: ميخواهم چند جا سرمايهگذاري كنم... البته غير از بازيگري و حتي عكاسي! قصد دارم يك مغازه افتتاح كنم در زمينه پوشاك كه انشاءا... بعد از عيد به نتيجه خواهد رسيد.
از دل نرود هر آنكه از ديده رود!
سياوش: شايد باور نكنيد احساس ميكنم هر چه بيشتر از پخش ترانه مادري ميگذرد مردم بيشتر و راحتتر مرا ميشناسند، حتي بهتر از گذشته و زمان پخش سريال.
پيشتر وقتي مرا ميديدند لحظاتي مكث ميكردند و ترديد داشتند كه من همان بهرام هستم يا نه، اما حالا حتي با عينك آفتابي هم سريع مرا ميشناسند و عكسالعمل نشان ميدهند.
جريان آن SMS معروف
سياوش: شهرت، مقوله جذابي است كه البته دردسرهايي هم به همراه دارد، مثل مزاحمت تلفني كه براي من هم كم نيست، پيامكي هم كه در خصوص به كما رفتنم بود، يكي از دردسرهاي شهرت است، حتي براي خانوادهام هم پيام تسليت فرستادند. من در دفتر آقاي سهيليزاده بودم كه اين خبر را شنيدم.
اورنگ: همين كه بعضيها سعي ميكنند و خودشان را به زحمت مياندازند تا برايت مشكل درست كنند، نشان ميدهد كه تو آدم مهمي شدي. آرش: تبليغات منفي است ديگه... خود شايعه وسيله تبليغ به حساب ميآيد.
چرا عكاسي؟
اورنگ: خيليها از ما ميپرسند چرا شما سه نفر يعني من و پدرم و آرش عكاس شديم و رفتيم سراغ يك حرفه. اولين دليل اين اتفاق علاقهاي بود كه ما به اين حرفه داشتيم، دومين دليل هم اين بود كه از بچگي با دوربين بزرگ شديم و با توجه به رشته تحصيليمان كه هيچ كدام ربطي به اين كار نداشت، اما هر دوي ما را جذب حرفه پدر كرد. اما دليل مهمتر ديگري هم وجود داشت و آن اينكه زمينهاش براي ما مهيا بود، يعني اگر قرار بود هر كدام از ما در همان رشته تحصيلي خود فعاليت ميكرديم قطعا نميتوانستيم از همان اول كار موفق باشيم يا به همين اندازه درآمد كسب كنيم... قبل از اينكه من و آرش هر كدام جداگانه آتليه بزنيم با هم كار ميكرديم و هر يك هم مشتري مخصوص به خود را داشتيم.
آرش: براي من هم همين اتفاق افتاد... البته نبايد عرق خانوادگي را فراموش كنيد. ما آدمهاي متعصبي نسبت به عكاسي و شغل پدري خود هستيم.
گفتني است، آتليه عكاسي پدر اين سه برادر واقع در خيابان گيشاي تهران به نام عكاسي پاسارگاد است (88266549)، اورنگ در شهرك غرب آتليه عكاسي دارد (88364788) و آرش هم در سعادتآباد، عكاسي نايت را اداره ميكند (3-22090382)
از همان ابتدا كه سياوش تصميم گرفت به سراغ بازيگري يعني حرفه ديگري جز عكاسي برود همه تشويقش كرديم. البته نه اينكه فكر كنيد هر روز صبح بلند ميشديم و برايش دست ميزديم و بدرقهاش ميكرديم تا برود كلاس بازيگري... تشويق به اين معني كه موافق حضورش در دنيايي ديگر به جز عكاسي بوديم...
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:1  توسط کیان
|